
؛ اینی که یقهم کرده، شاید اسکیزوفرنی باشه، شاید بایپُلاریتی (دوقطبی). نمیدونم. دکتر باید تشخیص بده که خب طبق معمول پولش رو ندارم. هرچی هست، بدجور داره نابودم میکنه. طی فقط چندساعت ممکنه چندبار وضعیتم...
ادامه مطلب
؛ رضا ننوشت. رضا هیچ گهی نخورد. نشست چندماه رول کرد، چِت کرد، بگا رفت.برگشت ولی. حس خوبیه که میبینی هنوز کسانی هستن که نقطه ویرگول رو میخونن و از خودم بهتر میشناسنم. +نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۶ساعت22:8  توسطرضا | ...
ادامه مطلب
؛ همیشه از بازی مافیا بدم میومده... خود واقعیم رو بهم نشون میده یه جورایی، و یه سری راهکار برای راحت کردن زندگیم برام داره که دوستشون ندارم...قضیه از این قراره، هر وقت مافیا بشم به راحتی میبرم بازی رو؛ اما وقتایی که شهروند عادیام، هرجوری زور میزنم بیگناهیمو ثابت کنم، معمولاً هم توی دور اول و دوم مردم رأی به اعدامم میدن..کل این سالها، خودمو جر دادهَم که ثابت کنم یه آدم عادیام... یه خر معمولی که گناهی نداره و فقط محکومه به گناهکار دیدهشدن. خیلی وقتا از مغزم گذشته که مافیا باشم... حدس میزنم مافیای خوبی ازم درمیاد. حالا کاری نداریم؛ امسال هم تموم شد.پول ...
ادامه مطلب
؛ بیست و سوم شهریور هم گذشت و یادم رفت اینجا هشتمین تولد نقطهویرگول رو بنویسم. رضا داره بزرگتر میشه؛ دغدغههاش دارن جدی تر میشن و از این میترسه که رنگ و بوی ناامیدی به خودشون بگیرن. روزگار بدی نیست... میگذرونیم.بعد از ترک کردنِ توئیتر و متروک گذاشتن فیسبوکم، انتظار میره بیشتر اینجا باشم....
ادامه مطلب