؛ یه احساسی میگه روزای کسشعر به زودی تموم میشن...
روزایی که گذشت، مزه ی قلبدرد میداد. سرخوردگی و بیحالی. اما خب نشونه ها میگن که قراره بهتر شم؛ یه مصاحبه َست که اگه قبول شم قطعاً به یکی از بزرگترین آرزوهای سالهای اخیرم رسیده َم. و البته کاملاً مطمئنم در صورت قبولی هم بعد از یه مدت از اون گروه شاکی خواهم بود. ولی تجربه َش رو نیاز دارم همین الان.
؛ کسشعرامو بصورت مینیمال تو توئیتر مینویسم. شاید بخاطر اینه که کمتر به نقطهویرگول سر میزنم. ولی هیچی مثل اینجا نیست برام.
؛ بد مینوسم. ببخشید.
برچسب:
نویسنده: پارسا سامانی