نقطهويرگول

متن مرتبط با «جنگ میشه یا نه» در سایت نقطهويرگول نوشته شده است

دنبالم بیا..

  • نیلوبلاگ

    ؛ اون روزا، دنیا انگار قشنگ بود.. آدما رو میشد دید، آدما رو میشد خوند. میتونستی هرروز پیگیر نوشتههای کسانی باشی که هیچوقت قیافهشونو ندیدهبودی.. ولی میتونستی موقع خوندشون، چشماتو ببندی و تصور کنی...

    ادامه مطلب
  • پنج صبح، آسمانی به رنگ خیانت.

  • نیلوبلاگ

    ؛ هیچوقت تصور نمیکنه که همچین چیزی برات پیش بیاد. اگرم نشونههایی از قبل داشتهباشه، نمیبینیشون؛ روزها میگذرن، حالای خوب و بدت جاشونو به همدیگه میدن، زور میزنی اوضاع بهتر شه. سعی میکنی فرضیههای کمتر ...

    ادامه مطلب
  • یا میشه.

  • نیلوبلاگ

    ؛ میگن قبل از طلوع آفتاب، آسمون به تاریکترین وضعیتش میرسه؛ جوریکه کسی باور نمیکنه قراره خورشید بیاد.شده قصهی ما؛ کتابه رو افتادیم پی فروشش... دقیقاً تو همین شروع کار، موجودی کارتمون شد هزار تومن. (دقیقاً، هزار و پنجاه و شیش تومن)فک کن تو این هاگیرواگیر سفارشا و ایدهها، با هزارتومن موجودی کارت و هفت هزارتومن توی جیبت، ماشین بنزین تموم کنه... تخمیترین وضعیت یعنی. بری پیاده سه لیتر بنزین بیاری. پول نداشته باشی یه آب معدنی بگیری جرش بدی جای قیف استفاده کنی... زنگ بزنی از دوستت ده تومن دستی بخوای.اعد...

    ادامه مطلب
  • مایی که خیابان کردیم (1)

  • نیلوبلاگ

    ؛ خب یه "اولین"هایی در زندگی هست که ممکنه حالاحالاها از یاد آدم نره... یه اتفاقا و خاطراتی که مارک میشن تو ذهن آدم.امروز، اولین روز نوازندگی خیابونیم بود. اتفاق خاصی توش نیفتاد، پول زیادی هم درنیومد. ولی همهچیش خاص بود؛رضایی که خلاف سنگینش تعریف کردن جوک بیتربیتی بود، انقدری جرئت پیدا کرد تا با چندنفر دیگه، روز شهادت برن بر خیابون بساط لهو و لعب راه بندازن... (دوستان مذهبی شاکی نشن؛ بالاخره یه جا آدم باید بدون ترس از قضاوت شدن احساس واقعیشو بنویسه دیگه)هوا عجیب بود امروز، شرایط عجیبتر بود... بقی...

    ادامه مطلب